![]() |
![]() |
|
| سخن کزدل برآید لاجرم بردل نشیند |
|
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم دلم از پرده بشد صادق خوش لهجه کجاست تا به قول و هنرش نشو ونمایی بکنیم صافظ |
|
بهاران می رسد از راه یاران اگر چه اندکی تاخیر کردست بهار نا رسیده و در راه مانده را به همه چشم انتظاران تبریک میگویم بهار عمرتان پر دوام باد
|
|
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟ زنده یاد استاد مهرداد اوستا
|
|
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
|
|
درونها تیره شد باشد که از غیب چراغی بر کند خلوت نشینی هوا بس نا جوانمردانه سرد است ولی همه به امید دیگری نشسته ایم دستی از غیب برون آید وکاری بکند!!!!!!!!!!!!!!!!! ؟؟؟؟
|
|
از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران چند وقتی است داغ عزیزی دل و دماغ نوشتن را از من گرفته الهی داغ عزیزی نبینید منتظرم گذری و نظری شوق نوشتن دوباره بمن دهد
|
|
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن
زآه شرربار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژالهبار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!
دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پیسپر شد
نالهٔ عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بیاثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بیتاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پردهٔ دلکش بزن، ای یار دلنشین!
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد
کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد
|
|
این روزها برای تنها شدن کافیست صادق باشی دل ز خامی فریب چشم شهلا میخورد ساده دل در زندگی از این و آن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپا بودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این و آن پا میخورد.....!
|
|
کاروان کربلا
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل باشتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسین ساز عشق است وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای گوش کن عالم پر ازشور ونواداردحسین شمر گوید گوش کردم تاچه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین شهریار |
|
جمالت آفتاب هر نظر باد زخوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهین شهپرت را دل شاهان عالم زیر پر باد کسی کو بسته زلفت نباشد چو زلفت درهم و زیر وزبر باد دلی کو عاشق رویت نباشد همیشه غرق در خون جگر باد چو لعل شکرینت بوسه بخشد مذاق جان من زو پر شکر باد مرا از توست هر دم تازه عشقی ترا هر ساعتی حسنی دگر باد بجان مشتاق روی توست صادق ترا در حال مشتاقان نظر باد
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
http://s1.picofile.com/file/7271631284/a8.gif
|
| آرشیو موضوعی |
|
عکس(وارونه) |
| پیوندها |
|
دالان دلتنگی مهتاب دلنوشته دختر پاییز |
|
RSS
|